پرنیا جونپرنیا جون، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 15 روز سن داره
نیمانیما، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 14 روز سن داره

♡♡پرنیا ملکه ی شهر عشق♡♡

نامه ی نی نی ...

آقای پدر:در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی پیاز خورده ی غیر پاستوریزه، و سار وسیبیل سیخ سیخی آهار نشده ات را به سر و صورت حساس من نمالید . خانوم مادر:جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من،نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه،بلکه برای شیر شما هم مضر است!!!! آقای پدر:هنگام دستچین کردن میوه،از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید،چشمهای  تلسکوپی،گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد! خانوم مادر:شصت پا وسیله ای است شخصی،که اختیارش رو دارم!لطفا هر گاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم،گیر بدهید!! آقای پدر :هنگام دعوا با خانم مادر،به جای پ...
29 آبان 1391

رنگ بازی...

هفت تا مداد رنگی                                     من توی جعبه دارم            مثل یه رنگی کمان رنگاشو می شمارم هفتا پرنده با هم تو لونه ای نشستن مثل روزای هفته هر یک به رنگی هستن     شنبه به رنگ پاییز همیشه زرد رنگه یکشنبه رنگ سبزه مثل چمن قشنگه دوشنبه نارنجی رنگ قشنگ خورشید سه شنبه ها بنفشه گل بنفشه خندید &nbs...
29 آبان 1391

روروئک سواری نففس مامان...

امروز پنج شنبه 1391.4.29 رفتیم خونه ی مادر شهناز روروئکت رو هم برده بودم وقتی گذاشتمت داخلش اینقدر ذوق کردی و وقتی موزیک روروئک صدا می کرد شروع می کردی پا بزنی و بری اولا که می ذاشتمت داخل رورئک خونمون می ذاشتمت چون روی فرش بودی قدرتشو نداشتی بری و وقتی موزیکش صدا می کرد می ترسیدی و گریه می کردی اما حالا تو حیاط مادر ذوق می کنی و می ری اما هنوز کنترل نداری در رفتن فدات بشم که روز به روز گوگولی تر می شی. ...
22 آبان 1391

10ماهگی پرنیا کوچولو...

سلاااام دوستان خبببب پرنیا کوچولوی ما هم داره کم کم بزرگ می شه و دو ماه دیگه تولدشه مامانی داره تلاش می کنه براش یه تولد خشمل بگیره آخه سال اولشه ... حالا هم باهم عکسای ده ماهگی رو ببینیم تا براتون از شیطو نی های فندوق مامان بگم... وااای عزیزم اینجا که خوابه فکر کنم اسم شیطونیاش که اومد گفت بذار اولین عکسم خواب هام باشه که طبق معمول مامان رو ضایع کرده باشم آخه این پرنیا ی وروجک خیلی منو ضایع می کنه مثلا وقتی یه کار جدید انجام می ده من فورا می رم دوربین رو برمی دارم تا ازش فیلم بگیرم اوم میخ کوب می شه و دیگه حرکت نمی کنه وآآآآآآآآآآی من حرص می خورم و بابایی ذوق می کنه خلاصه حالا هم منو ضایع کرد دوباره ...
9 آبان 1391

روز جهانی کودک ...

 کاش کودک بودمتا بزرگ ترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم،ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی ودرد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم   کودکان ،جوانه هاو گلهای زیبای باغ زندگی هستند   سلام عزیز دردونه ی من سلام ناز پری من سلام کودک من سلام گل باغ زندگی ام الهیییییییییییییی فدات بشم روزت مبارک قندو عسلم   1391.7.16. اینم کادوی پرنیا کوچولو سه روز عمو پورنگ اومده بود اصفهان برنامه داشت خیلی دوست داشتم ببرمت انشالله وقتی بزرگ تر شدی میبرمت خیلی آهنگ های عمو پورنگ ر...
8 آبان 1391